بیکاری و انواع ان و علل ایجاد ان و بیامد های ان :
بطور كلي بیکاری را مي توان به دو دسته تقسيم كرد :
1 – بيكاراني كه تا كنون هيچ گونه شغلي نداشته و براي نخستين بار است كه وارد بازار كار مي شوند
2 – بيكاراني كه قبلا شاغل بوده اند و به دلايلي موقتاً كارشان را ازدست داده اند و بيكار شده اند.
عمده ترين افرادي كه گروه بيكاران را تشكيل مي دهند عبارتند از :
1 – افرادي كه تازه به سن كار رسيده اند.
2 – افرادي كه شغل ثابتي ندارند
انواع بيكاري:
1– بيكاري آشكار : بيكاري آشكار وضعيتي است كه در آن افراد قادر و مايلند كار كنند ولی نتوانند شغل مناسب و درآمددار بدست بیاورند . بيكاري آشكار خود به دو نوع ارادي و غير ارادي تقسيم مي شود . بدين گونه كه در بيكاري ارادي و اختياري افراد از پذيرفتن شغلي كه براي آنان شايستگي ندارد امتناع مي كنند ، ولي درعين حال مي توانند از راههاي ديگر زندگي خود را تامين كنند ،اما در حالت بيكاری غير ارادي يا غير اختياري جستجوگران كار تمايل دارند كه كاري داشته باشند ، ولي شغلي براي آنان وجود ندارد
2 – بيكاری پنهان : بيكاري پنهان وضعيتي است كه در آن افراد به ظاهر در اشتغال كامل هستند اما در واقع غير مولدند و يا به عبارت ديگر نيروي كار نسبت به نياز توليد اضافه است و اگر تعداي از افراد از كار بركنار شوند نقصاني در ميزان توليد بوجود نمي آيد . بيكاری پنهان بيماري مزمن كشورهاي توسعه نيافته و از جمله ايران است . در كشور ما رشد سريع جمعيت تحت تاثير سياست هاي نادرست جمعيتي دردو دهه گذشته به اين پديده دامن زده است و موجب گرديده كه با گسترش بيكاري پنهان در بخش توليد بازدهي و كارايي توليد پايين بيايد
مهمترین عواملی که می تواند ماهیت بیکاری در ایران را توضیح دهد عبارتند از :
الف- نرخ بالای رشد عرضه نیروی کار که حاصل انفجار جمعیت در اوایل دهه 60 بوده است
ب- بالا رفتن نرخ مشارکت زنان
ج- تغییر در ترکیب عرضه نیروی کار در جهت جوانتر شدن ساختار نیروی کار و نیز در جهت نیروی کار تحصیلکرده تر.
عوارض و پيامدهاي فردي و اجتماعي بيكاري:
1ـ احساس بي ارزشي؛ بيكاري چه اينكه بهخاطر فراهم نبودن زمينهكار باشد و يا بهخاطر عدم تلاش خود فرد، در هر دو صورت باعث میشود كه فرد مورد سرزنش اطرافيان به خصوص خانواده قرار گيرد و يا حدّاقل اطرافيان توجّه لازم را نسبت به فرد بيكار نداشته باشند،در اين صورت، فرد احساس بيارزشي ميكند.
2ـ فقر و تنگدستي؛ دومين پيامد بيكاري، فقر و تنگدستي و محروميت از رفاه و آسايش مادي است. بيكاري باعث ميشود كه فرد و خانواده از امكانات مورد نياز و رفاه و آسايش زندگي محروم گردد. اين مسئله به مرور زمان، آرامش رواني خانواده را متزلزل نموده و چه بسا باعث محروميت فرزندان از تحصيل و ديگر مزاياي زندگي اجتماعي ميگردد. خانواده و فرزندان، اوضاع معيشتي خود را با وضعيت زندگي ديگران بهخصوص خانواده هايي از فاميل كه از نظر اقتصادي در وضع مطلوبي قرار دارند، مقايسه نموده و از زندگي خود مرتب اظهار نارضايتي كنند و در بعضي موارد حتّي ممكن است اين امر به فروپاشي نظام خانواده منجر شود.
3ـ بيكار؛ زمينه ساز بزهكاري؛ جامعهشناسان علل متعدّدي را براي بزهكاري ذكر كردهاند كه يكي از آن علل عامل اقتصادي و فقر و بيكاري است. بيكاري باعث ميشود جوانان براي تأمين زندگي خود مرتكب بزه و كارهاي خلاف شوند. تحقيقات نشان داده است كه بيش از نصف افرادي كه مبتلا به بزهكاري شدهاند، افراد بيكار بودهاند و يا حداكثر عمر خود را به صورت فصلي كار كرده و مرتب تغيير شغل دادهاند
4ـ آلوده شدن به اعتياد؛ برخي پژوهشگران دريافتند كه رابطة مستقيمي بين اعتياد به ترياك و وضع ناجور اجتماعي وجود دارد، بهگونهاي كه اپيدميهاي بزرگ اعتياد و همهگير شدن آن اغلب در مناطقي روي ميدهد كه عيار بيكاري و جنايت بالا است يا وضع منطقه و منازل، رضايت بخش نيست
وقتي براي افراد مخصوصاً جوانان شغل مناسب و برنامة كاري نباشيد، گرد هم جمع ميشوند و حاصل چنين مجموعهاي آلوده شدن به قمار، فحشا و اعتياد و ... است.
5ـ بيكاري؛ يكي از عوامل عقبماندگي كشور و جامعه؛ در ميان كشورهاي جهان، بعضي از ملّتها را ميبينيم كه ميانگين كار در ميان آنان به ساعتها ميرسد و بدين سبب از نظر اقتصادي به رتبههاي بالايي رسيده و به پيشرفتهاي چشمگيري نايل شدهاند تا جاييكه مورد تحسين و حسرت و حسادت كشورهاي ديگر حتّي ابرقدرتها واقع گرديدهاند، در حاليكه شايد از كشورهاي ديگر اين ميزان به دقايقي چند، بيشتر نرسد و از اين روي باعث شده تا در زمرة كشورهاي عقب مانده و توسعه نيافته و يا در حال رشد باقي بمانند و نتوانند لذت رشد و پيشرفت و استقلال اقتصادي را درك نمايند
با سلام